|
مسافر مهتــــــاب ....تمام ناگفته هایم را فریـــــــاد می زنم....
| ||
|
مفهوم زندگی...!
زندگی یعنی: ناخواسته به دنیا آمدن... مخفیانه گریستن... دیوانه وار عشق ورزیدن... و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد،مردن...!!
[ چهارشنبه 24 اسفند1390 ] [ 18:2 ] [ مهتاب ]
فـَـــریـــاد...!
نــانــوشتــه هــ ـ ـــ ـایـمـ بسیــارنـد [ چهارشنبه 28 دی1390 ] [ 17:50 ] [ مهتاب ]
پایان انتظار کشنده ام چه خواهد بود....؟ !
زیر باران ایستاده ام منتظرت...
چتری روی سرم نیست... می خواهم قدم هایت را با قطره های باران شماره کنم! تو قبل از باران میرسی یا باران قبل از تو به پایان میرسد...! من را ملالی نیست اگر صد سال هم زیر باران بدون چتر منتظرت بمانم... نه از بوی یاس باران خورده خسته میشوم... ونه از خاکی که باران غبار از آن ربوده است! هروقت چلچله برایت نغمه دلتنگی خواند و خواستی دیوار را ازمیانمان برداری بیا.... من تا آخرین قطره باران منتظرت می مانم شاید... شاید رنگین کمان پایان انتظار من باشد...... پی نوشت: دلم می خواهد فریــــــــــاد بزنم! [ سه شنبه 15 آذر1390 ] [ 13:54 ] [ مهتاب ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||